محل تبلیغات شما



نظریه تثلیث(سه حالت براي بدن)

حالات بدن انسان سه گونه است:

  1. حالت اول تندرستی
  2. حالت دوم بیماري
  3. حالت سوم(نه تندرستی و نه بیماري)

که حالت سوم شامل وضعیت سالمندان و خردسالان و از بیماری برخاسته (ناقهین یا آنان که از بیماری بیرون آمده و هنوز کاملاً تندرست نشده، بیمارخیز) می باشد.

 

مباحثه

در تعریف طب از لحاظ تندرستی و  نبود آن و تعبیر »نبود تندرستی،  متضمّن هر دو حالت بیماري و حالت سوم می باشد، که بر حالت سوم، تعریف تندرستی صدق نمی کند، زیرا تندرستی، ملکه یا حالتی است که همه افعال و حرکات انسان از اعضاي مربوط به آن به درستی صادر گردد.

ملکه: کیفیت نفسانی راسخ و ثابت را گویند و حالت، کیفیت غیر ثابت را گویند.

 شیخ الرئیس در اینجا و در منطق شفاء تندرستی را ملکه و بیماري عدم ملکه میداند در این صورت، حدّ وسط(حالت سوم) جاي ندارد، زیرا در متقابلان، واسطه نیست.

و جالینوس هم در مقام تعریف تندرستی چنین گوید: تندرستی هیأتی است که بدن انسان در مزاج و ترکیب خود بطوري باشد که  همه افعال اعم از حیوانی، نفسانی و طبیعی، در همه اوقات به درستی صادر گردد.  با این تعریف و قیود اضافی آن میتوان حد وسط (حالت سوم) را متصور بود.

و براي دانستن حقیقت در این باره باید به قوانین و اصول صنعت دیگري-یعنی علم منطق- مراجعه نمود.

پایان مباحثه.

 

موضوعات علم طب

از آنجا که نگاه علم پزشکی به بدن انسان از لحاظ تندرستی و نبود آن می باشد، و علم کامل به هر چیزي با شناخت اسباب آن (اگر سبب شناخته شده اي داشته باشد) به دست می آید، لذا باید در علم طب، اسباب تندرستی و بیماري شناخته شود(اسباب و مبادي " مقدّمات و تعاریف طب"). و نیز در صورت نبود؛ عوارضی را که بر تندرستی و بیماري عارض میگردد، شناخت.( عوارض(آنچه بر چیزي عارض گردد و قابل انفکاك از آن باشد) و لوازم ذاتی(آنچه لازم ذاتی چیزي باشد و غیر قابل انفکاك از آن))

با توجه به آنچه گفته شد، اسباب چهارگانه طب که شناخت تمامی ابعاد هر چیز (از علوم حقیقی) متوقف بر شناخت آنها می باشد، عبارتند از:

  1. سبب مادي
  2. سبب فاعلی
  3. سبب صوري
  4. سبب غایی

اسباب چهارگانه: براي وجود هر چیزي چهار سبب لازم است؛ به عنوان مثال براي ایجاد یک ساختمان:

1. سبب مادي آن، مصالح

2. سبب فاعلی آن، بنّا

3. سبب صوري آن، نقشه

4. سبب غایی آن، ست می باشد.

 

  1. سبب مادی:

اسباب مادي براي تندرستی و بیماري، به چیزهایی اطلاق می شود که تندرستی و بیماري در بستر آنها عینیت می یابد و نزدیکترین سبب مادي آن، عضو و روح است. که بدون هیچ واسطه، موضوع تحقق تندرستی و بیماري می باشد و دورترین سبب هاي مادي، اخلاط(همه رطوبات بدن است حتی شامل رطوبات ثانوي نیز می گردد) و از آن دورتر عناصر می باشد.

  • مزاج، مقوله اي است به اعتبار استحاله:

موضوعیت یک چیز سه گونه تصور می شود:

1. گاه به صرف ترکیب است و اجزاي ترکیب به صورت هاي نوعی خود باقی می باشند؛ مانند: ترکیب خاك و گچ و ترکیب بدن از اعضاي آن.

2- استحاله از نوعی به نوع دیگر بدون ترکیب مانند این که چوب خاکستر گردد و مثال طبیعی آن نبات به خلط تبدیل گردد.

3. ترکیب استحالی؛ مواد با هم ترکیب شوند بطوري که صورت هاي نوعی خود را از دست داده و به صورت جدیدي تبدیل گردند؛ مثال صناعی(دست ساز)، سکنجبین از ترکیب سرکه و عسل و مثال طبیعی آن، ترکیب عضو از اخلاط.

  • هیأت مقوله اي است به اعتبار ترکیب:

مثل ترکیب اعضاي آلی بدن از اعضاي یکسان و ترکیب بدن از اعضاي آلی.

 

  1. سبب فاعلی

اسباب فاعلی براي تندرستی و بیماري، تمامی عوامل تأثیر گذار بر بدن انسان، شامل تغییردهنده حالات بدن، یا نگهدارنده آن می باشد، این اسباب عبارتند از:

  • هوا و متعلقات آن(شامل تغییرات فصلی، خاك، باد، کوه، دریا، شمالی و جنوبی بودن یا تغییرات غیر طبیعی؛ مانند هواي وبایی)
  • غذاها و آب ها و نوشیدنی ها و متعلقات آن(شامل ترتیب بین غذا، و آبهاي معدنی، و شور و)
  • استفراغ و احتباس(استفراغ، تخلیه مواد آسیب رسان از بدن شامل: اسهال، ادرار، قی، عرق و فصد، و احتباس، نگهداري مواد مفید در بدن است.)
  • سرزمین ها و اماکن مسی و متعلقات آن
  • حرکت هاي بدنی و نفسانی
  • س و آرامش بدنی و نفسانی از اسباب فاعلی
  • خواب و بیداري
  • انتقالات سنی و تفاوت در سن (انتقالات سنی: تغيير سني انتقال از سني به سن ديگر كه سبب فاعلي براي تندرستي و بيماري است؛ مثلًا انتقال از سن كودكي، سبب درمان بيماري صرع در آنان مي‌گردد.)
  • تفاوت در جنسیّت
  • شغل و حرفه(حرفه مانند: آهنگري که سبب نوعی تغییر در مزاج شخص میگردد (به گرمی و خشکی گرایش مییابد)).
  • عادت ها (عادت‌ها تأثير شگفتي در مزاج انسان دارد تا آنجا كه ممكن است تحت تأثير عادات، اشخاص با مزاج يكسان از خود واكنش‌هاي متفاوتي نشان دهند؛ مثلًا سه جوان با مزاج گرم، نفر اول به خوردن گرمي عادت دارد و نفر دوم به خوردن سردي و نفر سوم عادتي متوسط، اين سه فرد با خوردن گرمي سه واكنش متفاوت از خود بروز مي‌دهند؛ نفر اول احساس بدي نمي‌كند، نفر دوم احساس ناخوشايندي مي‌كند و نفر سوم احساس بد كمتري دارد.)
  • هر آنچه با بدن انسان تماس پیدا می کند که شامل عوامل سازگار با طبیعت بدن و عوامل ناسازگار با آن است.(مانند: ماساژ و استحمام و یا ضماد گذاردن و)

 

  1. سبب صوري‌(ظاهری)

 اسباب صوري تندرستي و بيماري، که عبارتند از مزاج‌ها و قوايي كه پس از مزاج به وجود مي‌آيند و تركيب‌ها (تركيب اعضاي بدن).

 

  1. سبب غايي(نهائی)

اسباب غايي تندرستي و بيماري، افعال (آنچه از بدن صادر شود مانند: هضم، دفع، جذب و.) مي‌باشند و در شناخت افعال، شناخت قوا نیروهاي فعال در بدن مانند: قوه هاضمه، دافعه، جاذبه و. اطلاق میگردد.» و همچنين شناخت ارواحِ روح، آنچه قوا را به اعضاي گوناگون بدن حمل میکند.» حمل كننده قوا، لازم است.

موضوعات دانش و فن پزشكي پيرامون بدن انسان از اين منظر است كه چگونه در تندرستي به سر برد و چگونه بيمار مي‌شود، موضوعات ديگري نیز پيرامون حفظ تندرستي و بهبودي بيماري ارتباط دارد که در آینده عنوان خواهد شد.


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»

2

منت خداي را عزوجل که طاعتش موجب قربتست و بشکر اندرش مزيد نعمت. هر نفسي که فرو ميرود ممد حياتست و چون برمي آيد مفرح ذات. پس در هر نفسي دو نعمت موجودست و بر هر نعمتي شکري واجب .

طب، دانشی است که از آن، حالات بدن انسان از لحاظ تندرستی و نبود آن، شناخته می شود و هدف از آن، حفظ تندرستی موجود و تلاش براي بازگرداندن آن هنگامی است که از دست می رود.

طب به دو شاخه تقسیم می گردد:

بخش اول نظري یا علمی: علم به قوانین و اصول است که آموزش آن تنها جنبه علمی دارد و ارتباطی به نحوه عمل ندارد.

به عنوان مثال: تب ها بر سه گونه اند، و یا مزاج ها نه گونه اند.

 

بخش دوم عملی: علم به شیوه عمل و کاربرد می باشد و نه به کارگیري حرکت هاي بدنی و مبادرت به کار پزشکی، بلکه آن بخش از علم پزشکی که ضامن بیان موضوعاتی است که جنبه عملی و کاربردي دارد.

به عنوان مثال: براي درمان ورم هاي گرم که اوقات چهارگانه بیماري در این نوع از اورام مشهود می باشد؛

در مرحله اول بیماري (ابتدا) از داروهاي بازدارنده ی خنک‌کننده و سرد‌کننده ی ایجاد تراکم در عضو (رادعِ مبرّدِ مکثّف) باید بهره برد.

در مرحله دوم بیماري (تزاید) از داروهاي بازدارنده (رادع) که با داروي سست کننده (مُرخی) آمیخته شده، بهره برد.

و بعد از مرحله سوم (انتها) تا مرحله چهارم بیماري (انحطاط) از داروهاي سست کننده ی روائی بخش و هضم کننده (مرخیِ محلّل) بسنده نمود و نیز به دلیل توقف ریزش ماده به عضو، نیازي به استعمال بازدارنده (رادع) نمی باشد.

 

 

مراحل بیماری:

  1. ابتدا: مرحله اول بیماري
  2. تزاید: مرحله دوم بیماري
  3. انتها: مرحله سوم بیماري
  4. انحطاط: مرحله پایان بیماري

 

ورم های سرد: در مرحله ابتدا نیز مانند مرحله تزاید باید داروي رادع آمیخته با داروي مرخی به کار برد و از استعمال داروي رادعِ تنها خودداري نمود، زیرا ممکن است در اثر سردي و تکثیف توسط داروي رادع، ماده ورم سرد متحجّر گردد.

روش درمان برای ورم های گرم براي درمان ورم هاي ناشی از ریزش مواد زاید از اعضاي رئیسی (قلب، مغز و کبد) نمی باشد. استفاده از داروهاي بازدارنده (رادع) براي درمان ورم هاي ناشی از اعضاي رئیسی بدن مخاطره آمیز می باشد.

 

  • داروی رادع: ضد جاذب است و آن دارویی است دارای طبعی سرد چون آن را بر عضوی نهند در آن ایجاد سردی کند و آن را جمع کند و سوراخهای آن را تنگ گرداند و حرارت جذب کننده ی آن را بشکند و هر چیز سیال و روانی که بسوی آن رود جامد شود و یا آنکه سست گردد: پس آن را از سیلان بازدارد و نگذارد بسوی آن عضو روان شود و نیز مانع می شود که آن عضو آن را بپذیرد مانند عنب الثعلب یعنی تاجریزی در ورم ها.
  • داروی مبرّد: دارویی که تن را خنکی بخشد. دوا که سرد کند و حرارت ببرد. هر چیز که سرد کند و خنک کند و تبرید(سرد و خنک کردن دمای بدن) نماید و حرارت بدن را فرونشاند.
  • داروی مکثّف: متکاثف (ایجاد تکاثف و تراکم در عضو) سطبرشده و بر هم نشسته؛ ستبر وکثیف و منجمد.
  • داروی مُرَخی: دارویی است که با حرارت و رطوبت خود باعث نرمی و سستی عضو شده و منافذ آن را فراخ نموده در نتیجه مواد زاید از آن عضو به سهولت دفع می گردد؛ مانند: ضماد شوید، تخم کتان و آب گرم.

مرخی در حقیقت محلل بالعرض است یعنی با ایجاد نرمی در پوست و شل کردن عضو و فراخی در منافذ باعث تحلیل ماده محتبس در عضو می گردد.

دارویی که عضو را سست کند به حرارت و رطوبت مزاجی و قابل تمدید سازد مثل تخم کتان.

داروئی که به قوت حرارت و رطوبت خود قوام اعضای کثیفةالمسّام را نرم و مسّامات آن را وسیع بگرداند تا آنکه بسهولت و آسانی فضول مجتمعه و محتبسه در آنها دفع شود. مانند شوید و بذر کتان .

  • محلّل: دارویی است که ماده بیماري را با تبخیر جدا نموده و به تدریج از محل خود بیرون میراند، مانند: جندبیدستر(جندبادستر. گندبیدستر: بیضة بیدستر است که سابقاً در تداوی ضددردهای عصبی و ناراحتی های روحی و ضایعات سیفلیسی و امراض عفونی دیگر به کار می رفته است؛ خصیة الکلب البحر، خایة سگ آبی).گوارنده. روائی بخش. روائی بخشنده. هضم کننده. ضد مغلظ. که تحلیل غذا کند؛ جوش شیرین محلل غذاست..

 

این آموزه، بیان چگونگی عمل و جنبه کاربردي علم طب می باشد و اگر کسی این هر دو بخش علمی و عملی طب را فراگیرد، در حقیقت هر دو جنبه علمی و عملی را تحصیل کرده، هر چند هرگز به کار طبابت بیماران نپردازد.

 


بسم اللَّه تعالی هذا کتاب لو یباع بوزنه ذهباً لکان البایع مغبوناً

اگر بنا باشد طب سنتی از انزوا خارج گردد و از اضمحلال نجات یابد، باید کتابهاي منبع و معتبر این علم را دریافت و در این زمینه از جمله کارهاي لازم، تصحیح و تنقیح و ترجمه دقیق متون و منابع اصیل این علم می باشد.

تعریف علم طب

طب، دانشی است که از آن، حالات بدن انسان از لحاظ تندرستی و نبود آن، شناخته میشود و هدف از آن، حفظ تندرستی موجود و تلاش براي بازگرداندن آن است هنگامی که از دست می رود.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کتاب قوانین مالی و محاسباتی